و نخستين اسقف پاريس (كه احتمالاً در زمان دسيوس در اواسط سده‌ٴ سوم درگذشت‌)، يكي‌ مي‌پنداشتند. لومير آثار يوناني متعددي را ترجمه كرد، كه هيچ‌كدام داراي اهميت علمي نيست‌. كتاب ديونوسيوس دروغين بار ديگر، به‌وسيله‌ٴ معاصر ديگري به نام جان سارازين ترجمه شد. بزرگ‌ترين اين مترجمان بورگونديوي پيزايي بود كه ترجمه‌ٴ كلمات قصار بقراط، نُه رساله‌ٴ جالينوس‌، رساله‌هاي ديگري از نمسيوس حمصي و يوحناي دمشقي‌، بخشي از كتاب كشاورزي‌ و غيره را بدو مديونيم‌. بالاخره ليوتوسكوس پيزايي خوابگزار مانوئل كومنني‌، خواب‌نامه‌ٴ احمدبن سيرين را ترجمه كرد. اين ترجمه‌، كه از جهات ديگر بي‌اهميت بود، از اين نظر جالب‌ است كه جريان معمولي را تغيير داد. اغلب آثار يوناني از طريق ترجمه‌ٴ عربي به غرب رسيده‌ بود. در اين مورد يك كتاب عربي از طريق ترجمه‌ٴ يوناني به غرب مي‌رسيد. چنين جزئياتي به ما كمك مي‌كند تا پيچيدگي روزافزون مبادله‌ٴ فرهنگي را دريابيم‌.
توجه داشته باشيم كه جز گيوم لومير پرونسي‌، همه‌ٴ اينان ايتاليايي بودند. دو تن از سيسيل‌ برخاستند، ايوگنيوس پالرمويي و آريستيپوس كاتانيايي‌، دو تن از پيزا، بورگونديو و ليوتوسكوس‌، يك تن از روم (؟)، پاسكال‌. درباره‌ٴ جان سارازين چيزي نمي‌دانيم جز اين‌كه با جان ساليسبوري مكاتبه داشته است‌.
برخي از متن‌هايي كه بدين‌ترتيب از يوناني ترجمه شد داراي اهميت زيادي بود، مخصوصاً چشمه‌ٴ معرفت يوحناي دمشقي (حدود 1150)؛ كتاب المناظر بطليموس (1154)؛ محاوره‌هاي‌ منون و فايدون (حدود 1156)؛ مجسطي (حدود 1160)؛ نُه رساله‌ٴ جالينوس (يكي‌شان در 1185)؛ كتاب چهارم كائنات جو ارسطو، كلمات قصار بقراط، و منتخباتي از قانون‌نامه‌ٴ منتخب و كتاب كشاورزي‌. بي‌شك‌، مجموعه‌ٴ جالبي فراهم آمده بود، هر چند نمي‌شد آنها را با انبوه زياد معارف يونان و عربي كه در همان زمان‌، از كوزه‌هاي عربي بيرون مي‌تراويد، قياس كرد. نتيجه‌ٴ نهايي اين بود كه اين ترجمه‌هاي يوناني‌، كه بيش از ساير ترجمه‌هاي سده‌ٴ دوازدهم‌، تحت‌اللفظي بود، تا حدودي زيادي تحت‌الشعاع ترجمه‌هاي عربي‌شان قرار گرفتند. از آن‌جا كه‌ ترجمه از عربي غيرمستقيم بود، و مي‌بايد فروتر باشد، اين مطلب ظاهراً متناقض است‌، ولي‌ واقعيت همين بود. مثلاً ترجمه‌ٴ مستقيم مجسطي از يوناني كه در حدود 1160، در سيسيل‌ صورت گرفت‌، كاملاً تحت‌الشعاع ترجمه‌ٴ ژرار كرمونائي واقع شد، كه در 1175، در طليطله‌ به‌انجام رسيد. در واقع‌، در آن زمان ترجمه از عربي از اعتبار ويژه‌اي برخوردار بود، اعتباري كه‌ نوعي جاذبه بود، نوعي جاذبه‌ٴ معنوي كه براي غلبه بر مزيت ترجمه‌ٴ مستقيم لازم بود.

4. از لاتيني به عبري‌. برخيا نقدن ترجمه‌ٴ آزادي از سوٴالات طبيعي1 آدلارد باثي به‌عبري تهيه‌


1 .آدلارد باثي محاوره‌اي در 76 فصل تأليف كرد و در هر فصل پرسشي علمي را پيش كشيد. او از معلومات عربي براي پاسخگويي به هر سوٴال به تفصيل بهره‌ برد؛  ¿ فصل سوم همين كتاب‌. ــ و.